بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۸۱۰۸
تاریخ انتشار: ۰۹ : ۱۵ - ۲۶ شهريور ۱۳۹۶
نیمه پنهان تشکل‌های موازی بخش خصوصی
این که در قالب یک تشکل یا مجموعه بتوانی با وزیران و مسئولان دولتی دیدار کنی و به آنها نزدیک شوی زمین تا آسمان با زمانی که به عنوان یک فرد حقیقی که مدیر یک کارخانه یا شرکت است، فرق می‌کند.آنها صاحب امضاهای طلایی هستند و خیلی ها ها حاضرند برای رسیدن به آنها هزینه های کلانی انجام دهند.

شبکه اقتصاد سیاسی- فریبا رحمانی: اگر می‌خواهید نامتان در لیست 50 صادرکننده نمونه باشد، باید ارتباط خوبی با دولت داشته باشید یا حداقل بده بستانی با مسئولان و روابط رفاقتی. این را خیلی از فعالان اقتصادی بخش خصوصی می‌گویند. آنانی که به گفته خودشان و به گواه آمار همه معیارهای قرار گرفتن در لیست صادرکننده نمونه را داشتند؛ اما گویا در لحظه آخر اسمشان با فرد دیگری جابه‌جا می‌شود. تقریبا معیارهای صادرکننده نمونه هر سال در حال تغییر است، یا چیزی از آن کم می‌شود یا به آن اضافه. محمود بازاری مدیرکل دفتر صادرات کالای سازمان توسعه تجارت  همه این اتهام‌ها را رد می‌کند و تاکید دارد که سازمان توسعه تجارت بر اساس ضوابط و دستورالعمل‌ها عمل می‌کند و در انتخاب صادرکنندگان نمونه هیچ اعمال سلیقه‌ای ندارد. اما برخی صادر کنندگان نمونه مدعی اند که این اتفاق رخ داده و به عنوان مثال برخی با استفاده از تجمیع امار صادر ات دیگران خود را صادر کننده نمونه کرده اند !  

قرار گرفتن در دسته صادرکنندگان نمونه چه مزیتی دارد که خیلی‌ها برای آن دست و پا می‌زنند؟

صادرکنندگان نمونه از دو مسیر مورد حمایت قرار می‌گیرند. نخست سازمان توسعه تجارت است که حمایتش‌هایش از پرداخت جایزه نقدی 150 میلیون ریال آغاز می‌شود تا دادن تخفیف در هزینه اجاره غرفه یا زمین در نمایشگاه‌های داخلی کشور تخفیف هزینه اجاره غرفه در نمایشگاه‌های اختصاصی و بین‌المللی خارج از کشور، تخفیف هزینه حضور در هیئت‌های تجاری و بازاریابی اعزامی به بازارهای هدف ادامه دارد. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هم بسته‌های تشویقی برای صادرکنندگان نمونه دارد که مهم‌ترینش اختصاص ردیفی در بودجه به نام سازمان توسعه تجارت ایران و برای تامین هزینه‌ها است.

گرچه خود صادرکنندگان می‌گویند صادرکننده‌ای که ۵۰ تا۱۰۰میلیون دلار صادرات دارد و صادرکننده نمونه می‌شود، اصلا نیازی به جایزه نقدی ندارد؛ بلکه به حمایت معنوی نیاز دارد. قطعا این رقم، عدد قابل توجهی برای صادرکنندگان نیست و آنان به دنبال استفاده از مزایای پنهان صادرکنندگان نمونه هستند، مزایایی که چیزی جز رانت و انحصار نیست و به نظر می‌رسد باند صادرکنندگان برای نفوذ بیشتر در دولت گسترده‌تر از قبل شده است.


تشکل‌های موازی

برخی بر این باورند که این مشکلات بخش خصوصی به خود اعضای آن باز می‌گردد؛ آنجا که اختلاف‌ها داخلی و رقابت‌های منفی سبب شده تا هر کدام به دنبال جلو زدن از دیگری باشد. مصداق این گفته‌ها هم وجود تشکل‌های موازی در زمینه صادرات در بخش خصوصی است. تا به امروز سه تشکل در اتاق بازرگانی وجود دارد که نام صادرات را یدک می‌کشند؛ کنفدراسیون صادرات ایران، کمیسیون توسعه صادرات ایران و سومی هم انجمن تازه‌ تاسیس صادرکنندگان برتر و نمونه ایران است. یک فعال بخش خصوصی که مدیر بخش صادرات محصولات پتروشیمی در یکی از شرکت‌های بزرگ است می‌گوید: «بسیاری از کسانی که در این حوزه فعالیت دارند برای اینکه نامشان بر سر زبان‌ها بی‌افتد و به اصطلاح سری میان سرها بلند کنند، تصمیم یک شبه می‌گیرند که یک تشکل و یا صنف راه بیاندازند.»

او که درخواست دارد نامی از او برده نشود این را هم تاکید می‌کند : «اینکه در قالب یک تشکل یا مجموعه بتوانی با وزیران و مسئولان دولتی دیدار کنی و به آنها نزدیک شوی زمین تا آسمان با زمانی که به عنوان یک فرد حقیقی که مدیر یک کارخانه یا شرکت است، فرق می‌کند.آنها صاحب امضاهای طلایی هستند و خیلی ها ها حاضرند برای رسیدن به آنها هزینه های کلانی انجام دهند.»

بر اساس آنچه که در اطلاعات وب سایت کنفدراسیون صادرات ایران آمده است؛ 80 درصد صادرات غیر نفتی کشور از سوی اعضای این کنفدراسیون انجام می‌گیرد. جمعی که نزدیک به 30 تشکل عضو آن هستند و نکته جالب این است که در این کنفدراسیون از صادرکنندگان نمونه ملی و استانی، نخبگان و پیشکسوتان صادرات و تا اشخاصی که خدمات ویژه و برجسته‌ای برای صادرات انجام داده‌اند، می‌توانند عضو افتخاری این کنفدراسیون شوند. انجمن صادرکنندگان نمونه و برتر ایران هم ترکیبی مشابه دارد. گفته می‌شود معیار اصلی عضویت در این انجمن، دارا بودن لوح و تندیس صادرکننده نمونه استانی است. پیشتر ابراهیم جمیلی رئیس این انجمن در نشست خبری گفته بود «هنوز آمار و اطلاعات دقیقی از میزان سهم صادرکنندگان نمونه در صادرات غیر نفتی کشور نداریم اما در تلاش هستیم تا این آمار را جمع‌آوری کنیم‌.» آمارهای سازمان توسعه و تجارت نشان می‌دهد سهم 500 تا 700 شرکت معتبر، نمونه و برتر ملی و استانی از صادرات غیر نفتی کشور چیزی در حدود 70 تا 60 درصد است.

البته برخی نیز براین باورند که تکثر تشکل ها به خصوص در بخش صادرات ناشی از نوع عملکرد کنفدراسیون صادرات و برخوردهای آنها در استفاده از روابط این تشکل با دولت است . همچنین برخی از منتقدان نیز بر این باورند که مدیریت ضعیف چند سال اخیر که تنها به دلیل وابستگی به یک جریان خاص اقتصادی  بر کرسی نشسته است ، نتوانسته منافع همه صادر کنندگان را دنبال کنند و از این رو صادر کنندگان برای گرفتن حق و حمایت ناگزیر به ایجاد انجمن ها و تشکل های جدید شده اند . 

حاکمیت روابط بر ضوابط

قطعا در اقتصادی که بیش از 70 درصد آن دولتی است، صادرات به مثابه گذر از هفت خوان رستم است؛ اما نگاهی به ترکیب و هیات موسس کنفدراسیون صادرات نشان می‌دهد، صادرات برای آنان چندان هم مشکل نبوده است. آن هم به دلیل روابط خوبی که با دولت داشتند و دارند. علاوه بر این وجود نام‌هایی مانند اسدالله عسگر اولادی و علی نقی خاموشی و علاء میر‌محمدصادقی که پدرخوانده‌های صادرات و بازرگانی هستند و بازارها خارجی را در مشتشان دارند، قطعا مجال ورود صادرکنندگان تازه‌وارد را به حوزه استحفاظی خود نمی‌دهند. کنفدراسیون صادرات ایران در سال 1384 با دستور رئیس وقت اتاق ایران، خاموشی و با محوریت حاج علاء میرمحمدصادقی و اسدالله عسگراولادی تشکیل شد. نخستین رئیسش هم عسگراولادی بود و پس از آن، سیدرضی حاجی آقامیری که اکنون ریاست کمیسیون توسعه صادرات را برعهده دارد، سیدرضا نورانی رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی ایران سومین رئیس و حالا هم محمد لاهوتی صادرکننده بزرگ چرم رئیس کنفدراسیون صادرات ایران است.

خیلی‌ها صحبت از جبری می‌کنند که صادرکنندگان را وادار به نزدیکی با دولتی‌‌ها می‌کند. به تازگی قرار است دولت بسته تشویقی 120 میلیارد تومانی به صادرکنندگان غیر نفتی بدهند. اینجاست که مسابقه میان صادرکنندگان آغاز می‌شود و بدیهی است که عملکرد کنفدراسیون صادرات و سازمان توسعه و تجارت مانند سالهای قبل به بوته نقد گذاشته می شود..هرچند این مبلغ ناچیز است و اگر قرار باشد میان خیل عظیم صادرکنندگان تقسیم شود، سهم کمی به هر کدام از آنان می‌رسد. خبرها حکایت از آن دارد که وزارت صنعت، معدن و تجارت هنوز هیچ اولویتی برای اختصاص بهینه این مبلغ ناچیز به بخش صادرات کشور در نظر نگرفته و شرایط به گونه‌ای است که هر کس به دولت نزدیک‌تر باشد، حتما می‌تواند سهم بیشتری از این کیک را از آن خود کندا. تجربه نشان داده هر زمانی که دولت منابع مالی توزیع کرده، آن‌قدر در نحوه اجرا بی‌سلیقگی به خرج داده که نه تنها توزیع این منابع اثری نداشته است، بلکه آن دسته از افرادی که همواره به رانت‌های دولتی دسترسی دارند، از این خدمات بیشتر از دیگران بهره‌مند شده و به نان و نوایی رسیده‌اند. حالا هم معلوم نیست این سه تشکل قرار است چه سهمی از این 120 میلیارد تومان داشته باشند. و ایا اساسا سازمان توسعه و تجارت وکنفدراسیون صادرات به عنوان قوی ترین نهاد غر دولتی خواهد توانست با مدیریت فعلی نقش منصفانه وبی طرفی داشته باشد ؟ 


صادرکنندگانی از جنس جزایری و زنجانی

با این حال برخی صادرکنندگان که ظاهرا زد و بندی با دولتی‌ها ندارند، می‌گویند از 50 صادرکننده نمونه‌ای که هر سال معرفی می‌شود خیلی‌هاشان معیارهای صادرکننده نمونه را ندارند و اصلا نمی‌توان نام صادرکننده واقعی را بر آنها گذاشت.

نمونه بازر برای این مورد هم بابک زنجانی است. گرچه هم اکنون نام او در لیست صادرکنندگان نمونه دیده نمی شود؛ اما گفته‌های مسئولان و فعالان اقتصادی حاکی از این است که از بابک زنجانی نه به عنوان صادرکننده نمونه بلکه به دلیل کارآفرین نمونه تقدیر شده است. گرچه پس از افشاشدن پرونده فساد مالی او و به تاراج بردن پول‌های نفتی، هیچ کس تا به امروز مسئولیت انتخاب او به عنوان کارآفرین نمونه را به گردن نگرفته است.

نموه دیگر ورژن قدیمی‌تر بابک زنجانی است.زمانی ‌مي‌خواستند از شهرام جزايري به عنوان صادرکننده نمونه در حوزه فرش تجليل کنند. تعدادی از صادرکنندگان و تولیدکنندگان مخالفت کردند و به نوعی جزایری را تایید نکردند، چرا که به گفته آنان؛ او را به عنوان فعال فرش شناسايي نکرده بودند اما اصرار زيادي بود که او انتخاب شود. اما در هر حال بخت با شهرام جزایری در این مورد یار نبود و مخالفت‌ها اثر کرد.

خصولتی‌ها در این بین سهمیه مشخص خود را دارند. آن هم به دلیل حجم بالای تجارت دارند و همینطور حمایت‌هایی که از سوی دولت می‌شوند. مثل خودروسازها. خیلی از فعالان اقتصادی به این موضوع انتقاد دارند که شرکت‌های خودروساز که در فروش داخلی مشکل داشتند، اینها چطور رشد صادراتی داشتند که برای نزدیک به یک دهه تقریبا هر سال، صادرکننده نمونه شدند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
دیگر رسانه ها
آرشیو