بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۷۵۱۹
تاریخ انتشار: ۳۲ : ۱۱ - ۱۲ شهريور ۱۳۹۶
رضا نیازمند از توسعه در ایران می گوید
ما اصولا از یک سری مفاهیم خوشمان می اید. توسعه هم از همین دسته مفاهیم است. مانند دموکراسی و پیشرفت و ... مدام آنها را تکرار می کنیم اما نه زمینه تحقق آنها را فراهم می کنیم و نه اینکه میدانیم بر تحقق آنها خودمان به چه وضعیتی می رسیم.

فرشاد قربانپور: رضا نیازمند متولد 1300 است. او بنیانگذار سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران بوده و علاوه بر این در زمان علینقی عالیخانی در دهه 40 معاون وزیر اقتصاد بود. تحت مدیریت او صنایعی همچون ایران خودرو، آلومینیوم، تراکتورسازی تبریز، ماشین سازی اراک، مس کرمان و... پا گرفت. نیازمند را باید جزو اولین مدیران صنعتی ایران دانست که در رشته مدیریت صنعتی تحصیل کرده اند. با او درباره تجربه و نگاهش به توسعه ایران گفت وگو کردیم.

***

یک مشکل اساسی در ایران مغشوش بودن مفهوم توسعه از نظر جریان های سیاسی است. یعنی هر جریانی تعریف خودش را دارد. اول اینکه به نظر شما لازم است جریان های سیاسی به تعریف واحدی از توسعه برسند؟

بدون شک لازم است. چون اگر این تعریف واحد وجود نداشته باشد برنامه های توسعه تداوم نخواهد داشت.

به نظر شما چرا چنین تعریف واحدی وجود ندارد؟

واقعا نمیدانم. چون ظاهرا که کسی مخالف توسعه نیست. اما در عمل یک سری مشکل ایجاد می کنند. شاید به اخلاق ما ایرانی ها ارتباط پیدا کند. همه چیز را با هم قاطی میکنیم و در پیمودن راه درست قاطعیت به خرج نمیدهیم.

به نظر شما انگیزه لازم را برای توسعه داریم؟

به نظر من بطور جدی نداریم. اما دوست داریم توسعه یافته شویم. به این فکر می کنیم که اگر توسعه پیدا کنیم خوب است. اما جدی نیست. از این گذشته در مفهوم آن هم دچار مشکل هستیم. چرا که افراد مختلف تعاریف متفاوتی از آن در ذهن خود دارند. از این رو همه در یک جهت قرار نداریم.

نگاه به توسعه در پیش از انقلاب چگونه بود؟

خب شاید به نظر بهتر بود. این بهتر بودن هم عواملی داشت. اول اینکه در آن زمان شاه چیزهایی می خواست و دستوراتی میداد و همه از صدر تا ذیل به دنبال برآورده کردن آن بودند. او نوگرا هم بود. اما توسعه به آن شکل برای همیشه پاسخگو نبود. در مجموع باید گفت همان زمان هم کم و بیش مانند امروز بود. یعنی توسعه می خواستند اما نمی دانستند چه باید بکنند.

یعنی برنامه ریزی درستی نداشتیم؟

بله نداشتیم. هنوز هم نداریم. ما اصولا از یک سری مفاهیم خوشمان می اید. توسعه هم از همین دسته مفاهیم است. مانند دموکراسی و پیشرفت و ... مدام آنها را تکرار می کنیم اما نه زمینه تحقق آنها را فراهم می کنیم و نه اینکه میدانیم بر تحقق آنها خودمان به چه وضعیتی می رسیم. یعنی هیچ چشم انداز و دورنمایی در ذهن خودمان نداریم برای آن. فکر می کنیم پیشرفته شدن یعنی تبدیل شدن به سوئیس یا ژاپن.

منظور شما فکر کنم جنبه فرهنگی آن است؟

جنبه فرهنگی و اجتماعی آن. بیشتر جنبه اجتماعی آن در ایران مهم است. چون ما نمی دانیم توسعه روی مسائل اجتماعی چه تاثیری می گذارد. یعنی اگر بخواهم دقیق تر بگویم باید اینگونه بیان کنم که ما میخواهیم پیشرفته بشویم و در رده کشورهای اروپایی قرار بگیریم بدون اینکه چارچوبهای اجتماعی که امروز با آن روبرو هستیم تاثیری از این پیشرفت پذیرفته باشد. توسعه چنین چیزی نیست و چنین تضمینی هم نمیدهد.

در ایران برنامه های متعدد برای توسعه تدوین شده است. آیا این برنامه ها درست و مناسب نبودند؟

به کجا رسیدند؟ دستاورد کدام ها مناسب و بر اساس پیش بینی ها بود؟ هیچکدام. البته کارهایی صورت گرفت و من منکر آنها هم نیستم. اما اینکه بخواهیم پیشرفت کنیم تنها نیاز به برنامه نداریم. ما باید کمی تفکرمان را هم تغییر دهیم. با این حال اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که یه اتفاقاتی هم گاهی افتاده است. یعنی گاهی متصدیان توسعه افکاری داشتند که با برنامه و خط مشی سردمدارن سیاسی در یک جهت بود برای همین کمی ترقی صورت گرفت.

شما در دوره ای معاون وزیر اقتصاد بودید. در آن زمان این بستر چقدر فراهم بود؟

در آن زمان هم فراهم نبود. البته در وزارت اقتصاد ما معاونین و وزیر وزارتخانه که آقای عالیخانی بود همدل و همجهت بودیم. اما کار ما در آنجا خیلی زود از بین رفت. اما همان دوره کوتاه چهار ساله که ما بودیم کارهای اساسی در این کشور انجام شد. صعنت اتومبیل، آلومینیوم، ماشین سازی اراک و تبریز و... پا گرفتند که هنوز کار میکند. یعنی سعی کردیم کاری انجام دهیم که واقعا نیاز کشور بود.از همین رو تمام آن صنایع پس از 60 سال هنوز کار میکنند.اما وقتی که ما رفتیم تمام آن برنامه ها هم متوقف شد. کسی دیگر دنباله کار را نگرفت.

چرا در ایران همه کارهای متوقف میشود؟

واقعا نمیدانم. باید بنشینیم و روی این مساله فکر کنیم. یک بار برای همیشه تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم. نمیشود یک کاری را شروع کنیم و بعد آن وسط یک نفر مخالفت کند و رشته امور از هم بگسلد و فراموش شود همه چیز. یک زمانی سازمان برنامه را تاسیس کردند تا مرکزی باشد برای فکر کردن و برنامه ریختن اما عملکردش خوب نبود. اصلا خودشان در آنجا با هم مشکل پیدا کردند. یک عده جمع شده بودند و شده بودند سازمان برنامه. قرار بود فکر کنند و دیگران اجرا کنند. اما بعد خودشان با هم درافتادند. کارها هم به همان ترتیب پیش نرفت.

آقای نیازمند ما وقتی از توسعه حرف میزنیم در واقع از چه چیزی حرف میزنیم؟

من کسی هستم که در این کشور مدیر بودم. معاون وزیر بودم. بنیانگذار و مدیر سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران هستم اما هنوز نمیدانم واقعا منظور ما از توسعه چیست. من متوجه نشدم از توسعه چه می خواهیم. شاید بتوانم اینگونه توضیح دهم که هوس توسعه داریم. یک نوع هوس است برای ما. از این رو همه کارها را سرسری انجام می دهیم. فقط تا یک جاهایی انجام شود برای ما کافی است. مثلا وقتی میگوییم توسعه اصلا به این فکر نمیکنیم که کشاورزی هم باید جزو آن باشد. به سرعت میرویم سراغ کارخانه های فلزی و ذوب آهن و...

به نظر شما چرا دنبال کشاورزی نرفتیم؟

ما در این ممکلت همیشه به کشاورزی به عنوان یک کار سطح پایین نگاه کردیم.

شما با خصوصی سازی صنایع و اقتصاد موافقید؟

من اصولا با دولتی بودن همه چیز مخالف هستم.

اگر شما قرار باشد برنامه توسعه ایران بنویسید اولویت توسعه را روی چه میگذارید؟

این چیزی نیست که به راحتی بتوان گفت. باید گروهی مشخص شود و این گروه 5 سال فکر کند و بعد بتواند برای این اولویت بندی برنامه ای بگذارد. بدون مطالعه نمیشود. تا حالا بدون مطالعه کار کردیم کافی است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
دیگر رسانه ها
آرشیو