بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۶۷۳۳
تاریخ انتشار: ۲۹ : ۱۱ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۶
میزگرد اقتصادسیاسی درباره عوامل موثر ورود کالاهای بنجل چینی به اقتصاد ایران ( قسمت اول )

شبکه اقتصاد سیاسی-مهران ابراهیمیان: «انواع عقیده در تولید :امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه،انگلیسی : جنسش خوب باشه و مشتری راضی باشه، ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست،چینی : فقط ایرانی بخره!!»

«سوهان قم ساخت چین رسید… . . . . . چانگ چینگ و پسران (به جز چولانگ). »

«بالاخره یه روز زنگ میزنم چین، اون یارو که گوشی رو برداشت گفت 你好 من میگم 陰莖 گوشی رو قطع میکنم که بفهمه دنیا دست کیه و ما خر نیستیم که این جنس های بنجلشو بندازه بهمون والاااا....»

اينها بخشي از واکنش هاي طنز آميز ايراني ها در فضاي مجازي به کالاهاي چيني است .اما درعالم واقع هم چيني ها در کيش مرکز خريد خود را ايجاد کرده اند ، شهري با تشابه اسمي کاشان براي توليد فرش دستباف ايجاد کرده اند، چاقوهاي چيني در زنجان فروخته مي شود و گردو بادام زميني و هر آن چه که تصور کنيد را به بازار ايران روانه کرده اند ؛حتی دستفروش!

آمار گمرک نيز مويد همين ادعا است که چين توانسته است از سال 2000 و جايگاه 9 واردات و سوم صادرات در سالهاي اخير به بزرگترين شريک تجاري ما چه در حوزه صادرات وچه در حوزه واردات بدل شود .

از اين رو اولين ميزگرد اقتصاد سياسي به اين موضوع اختصاص يافته که: چگونه چين به شريک تجاري ما بدل شد و چرا کالاهای بي کيفيت اين کشور بازار ايران را تصاحب مي کند ؟‌

در اين ميزگرد سعيد منصور افشار فعال اقتصادی ومديرعامل شرکت توليدي هوراند، مجيد رضا حريري نائب رييس اتاق ايران و چين، آرمان خالقي قائم مقام دبيرکل خانه صنعت و معدن وتجارت، دکترمهدی پازوکی اقتصاد دان واستاد دانشگاه علامه و عباس وطن پرور فعال اقتصادی حضور داشتند که مشروح آن را درادامه می خوانید:

اقتصاد سیاسی: چه شد که سهم چین از اقتصاد کشور ما بیشتر شد؟ ریشه چینی سازی اقتصاد و بازارهاچه بود؟

حریری: نقطه جهش آن زمانی بود که چینی ها در مناطق آزاد وارد شدند.درست مانند سایر کشورها اما از منظر اقتصاد سیاسی دو اتفاق بزرگ منجر به توسعه روابط اقتصادي بين ايران و چين شد. یکی این که به هر حال یک انقلاب ضد سرمایه داری در سال 1357 رخ داد که بعد از آن قرار شد که ما روابط اقتصادی مان را تعریف مجدد بکنیم.البته در زمان جنگ خیلی فرصت نکردیم گردش های جدی داشته باشیم و همچنان تجارت خارجی ما با غرب و اروپا زیاد بود اما پس از جنگ ،سیاست گردش به شرق ، سیاست رسمی دولت شد که شامل شرق آسیا کره بود و اندکی هم آن زمان ها چین.فراموش هم نکنید که از اول انقلاب تا امروز همه رؤسای جمهور ما از زمانی که آقای خامنه ای رئیس جمهور بود تا امروز، یک سفر چین را حداقل رفته اند.

و این نکته ایست که و به جز یک رئیس جمهور چین که دوران احمدی نژاد بود او جین تائو بقیه رؤسای جمهور چین هم همیشه ایران آمده اند.

اقتصاد سیاسی: یعنی این نشان می دهد که این پیوند فقط اقتصادی نبوده و ریشه سیاسی هم داشته!

ما هم از نظر تسلیهاتی هم از نظر امنیتی هم از نظر ژئوپلوتیک یک تعریف برای کشور کردیم که با آسیا باید رابطه داشته باشیم چین هم بعنوان بخشی از آسیا بود.

شما وقتی تعریف سیاسی دارید نزدیکی با کشورها دارید بعنوان شرکای استراتژیک قاعدتاً بحث های اقتصادی هم پیش می آید.

اما دلیل دوم و اساسی اصلاحات چین همزمان با انقلاب اسلامی بود. یعنی تقریباً این ها با اختلاف هفت هشت ده ماه دنگ شائوپینگ به سر کارمی آید و چین هم تصمیم به توسعه اقتصادی می گیرد وبا سیستم قبلی فاصله می گیرد.

یعنی توسعه تجارت بین دو کشورتا اوسط دهه 90 میلادی همه زیر پوست اقتصاد و سیاست حرکت می کرد.نه ما هنوز به ان صورت تکلیف اقتصادیمان معلوم بود ونه هنوزچین برنامه های اصلاحاتش نتیجه داده بود.

با شتاب رشد اقتصاد چین در همان ایام در اقتصاد دنیا با شوک مواجه شد به طوری که در اسپانیا کفاشی هایش اعتصاب کردند ودر آلمان پوشاک فروش ها کشتی چینی را نگه داشتند،فقط هم مختص به ما نبود.

یعنی طوری تولیدات خود رابا قیمت پایین عرضه کرد که بازارتمام دنیا را تهدید کرد ودرآنها رسوخ کرد.

اقتصاد سیاسی: اما جالب است که این هجوم چینی ها با نگاه کاملا منفی وضد کالای چینی بود. تقریبا همین الان هم معتقدند که کالاهای چینی کالاهای بنجل و کم کیفیت هستند ، با این حال اقتصاد ایران هم توسط چینی ها فتح شد و امروز شاهد رخنه چینی ها در بازار خودرو هم هستیم .

افشار:معمولاً کالای چینی کالای بنجلی بود که در مقابلش کالای ژاپنی یا آلمانی بود .

اگر ما به حافظه تاریخی مان رجوع کنیم در قبل از انقلاب وقتی می رفتیم بلبرینگ بگیریم می گفتیم آقا مثلاً بلبرینگ آمریکایی می خواهیم، می گفت آقا آلمانیش را دارم نصف قیمت و ما می گفتیم: نه! آمریکایی، آلمانیه بنجل است!بعداز مدتی فروشنده گفت: آلمانی اش را دارم ژاپنی اش نصف قیمت ،گفتیم آقا ژاپنیه بنجل است، به همین ترتیب بنجل بودن به کره و بعد به مالاهی چینی رسید واگر این طور ادامه پیدا کند ممکن است چند سال دیگر راجع به کالاهای چینی وافغانی هم همین حرف را بزنیم.لذااین که ما با چگونه با کشور سازنده کالا برخورد می کنیم یک بحث است، و واقعیت موجود اقتصاد بحث دیگری است که باید برنامه ریزان برای آن چاره ای بیاندیشند.

خالقی:خب توجه کنید این مقدمه اش خیلی خوب بود.به نظر من بحث این است که آیا به اختیار خودمان به این نقطه رسیدیم یا برخی عوامل جبری علاوه بر آن چیزهایی که مطرح شد ما را به آن نقطه رساند که طرف تجاری بزرگترین شریک تجاری ما چین بشود.

هم اکنون چین با فاصله زیاد وبا سهم 25 درصدی در واردات کالا به عنوان بزرگترین شریک ایران است.همان طور که اقای حریری از گذشته بیان کردند، چین اصلاحات خود را آغاز کرد و توانست در تمام دنیا برای کالاهایش بازار پیدا کند. به نظر من بد این است که چرا ما خودمان نتوانستیم با امکانات منابع مواد اولیه و نیروی انسانی مانند چین تولیدو ورود به بازارهای خارجی را دنبال کنیم.

چین با حفظ ساختار سیاسی خودش به اصلاح ساختارهای اقتصادی هدفمند و توسعه اقتصادی روی آورد و اکنون هم به تدریج به دنبال سهم بیشتر در بازارهای جهانی است.

اما ما متاسفانه نتوانستیم با حذف ساختار سیاسی به تغییر ساختار اقتصادی برسیم و همچنان سرعت تغییر ساختارها و توسعه تجارت ما محدود به درآمدهای نفت و گازو فراوردهای انها و یکسری مواد خام است که معادل آن واردات داریم .

ضمن این که در زمان جنگ هم ما از سوی برخی کشورهای غربی تحریم بودیم و ناگزیر نیازهایمان را از چین تامین کردیم .

افشار: دقیقا همین طور است هم اکنون سهم ما از تجارت خارجی جهان کمتر از 25 صدم درصد است در حالی که بدون توجه به منابع وتنها براساس جمعیت کشور بایدسهمی در حدود 1.2 درصد داشته باشیم و اقتصاد ما به نسبت جمعیت حتی از قبل از انقلاب سرانه ملی اش به قیمت های روز بسیار کم شده اما چین همچنان با یک استراتژی درست به دنبال غصب جایگاه اولی اقتصاد جهان و دیکته کردن خود به اقتصاد جهانی است . بدیهی است با چنین رویکری نقش آن در حوزه سیاسی و در عرصه بین المل نیز پر رنگ تر شود وواکنش های اقتصادی ترامپ رادر همین چارچوب باید ارزیابی کرد.

اقتصاد سیاسی: اجازه بدید تا به عوامل درونی افزایش سهم چین در اقتصاد بیشتر بپردازیم.

حریری: بعد تسخیر سفارت آمریکا در سال 58 ، به آهستگی تغییرشرکا آغاز می شود. جنگ نیز درانتخابات شرکا موثر بوده وخرید از کره شمالی ، چین و حتی شوروی سابق بیشتر می شود.موشک هایی که در آن موضع می خریدیم ازبیشتر ازاین کشورها به ویژه چین بود. به خصوص آن موشک هایی که بغداد را هدف می گرفتیم برخی اسکات وبرخی کرم ابریشم بودند.بدیهی است در آن ایام روابط به استراتژیک ارتقاء می یابد که هم سیاسی هم اقتصادی قرابت بیشتری را در پی خواهد داشت . الزامات آن دوره با ورود هوشمندانه چین به تمام بازارها منجر به توسعه روابط اقتصادی شد.

البته هنوز هم حرکتشان هوشمندانه است و قبل از ورود به بازار هر کالایی درایران ابتدا نیاز سنجی دقیق نیاز سنجی می کنند که چه کالایی چه برندی چگونه می آید و مشابهش را می سازد.

شاید فردا شما همین برند هوراند(محصولات سیستم های صوتی تولیدی داخل]خطاب به اقای افشار[) را چینی اش را در بازار ببینید ولی اسمش چین نباشد.حتی بدون این که ایشان اطلاع داشته باشد حتی فکرش را وارد می کنند.

لذا چینی ها همین طور اتفاقی قدرت دوم اقتصادی نشده اند .خودشان را بزرگ کردند، آموزش دادند، آدم هایشان را برای تحصیل به کانادا ، آمریکا فرستاده اند و همین الان هم دانشجویان چینی زیادی در دانشگاه های معتبر دنیا مشغول به تحصیل هستند. البته شاید برخی از آنها برنگردند ولی آنهایی که برمی گردند چین با آغوش باز این ها را می پذیرد و فرصت برای آنها فراهم می کند. هوز بسیاری تصورشان این است که اقتصاد چین سوسیالیسم زمان مائو است و مالکیت خصوصی معنی ندارد.ما در مدیریت بنگاه ها دیگر مدیریت دولتی و مشکلات ان را شاهد نیستیم .شرکت هایی مانند علی بابا و یا شرکت های خصوصی خودرو سازی بزرگی شکل گرفته اند .

وطن پرور: ولی من مخالف هستم این طوری نیست.خصوصی سازی انها مانند ما نیست ! آنها هم شاهزادگان جوان دارند اصطلاحی که در چین بسیار رایج هست مثل آقازاده های ما که می گوییم، عین همین کپی را آنها هم دارند.

حریری : بله دارند و آنجا هم سیستم ایدئولوژیشان را هم دارند و نمی خواهند قدرت مالی را هم حتی از دست بدهند.

وطن پرور: ببینید همین مزیت هایی که برای چین تعریف می کنید برای آمریکا وآلمان هم وجود دارد.

حریری:‌ بدیهی است که حتی اگر فاکتور تحریم را کنار بگذاریم قبل از آن بالاخره

رقیب آلمانی داشتیم، رقیب ژاپنی داشتیم، این ها همه بوده است ولی چین یواش یواش آمد و جا برای خود باز کرد.

پازوکی : من یک نکته ای را قبل از این که وارد بحث بشوم راجع به چین اضافه بکنم. کالاهای چینی که به ژاپن می رود، با کالاهای چینی که به اصطلاح به بندر عباس و ایران می آید، متفاوتند.

حریری: تصحیح کنیم کالای چینی ای که ژاپنی ها از چین می خرند یا کالاهای که مثلاً آفریقایی ها از چین می خرند هم متفاوت است

پازوکی: بله! کالا بر اساس نیاز بازار تامین می شودو کیفیتش کاملاً متفاوت است چون من مدتی در توکیو زندگی می کردم می دیدم مثلاً کالاهای چینی که به ژاپن می آیند با کالاهایی که مثلاً در ایران من دیدم، یک نوع کالا کاملاً از نظر کیفیت متفاوت است که حالا این را می خواستم فقط اشاره کنم.

اما برگردیم به اصل داستان. در مقدمه به خوبی به بحث تفکر ضد استکباری وضد سرمایه داریاشاره کامل شد اما این نکته راهم من اضافه کنم جمهوری اسلامی ایران یکی از ایرادهایش این است که استراتژی ای مدون برای ارتباطات اقتصادیی اش نداشته است.بقول امروزی ها ما در سیاست اقتصادی خارجی خیلی از موارد هیأتی عمل کردیم.

و همین موضوع نیز باعث شده که ما کمی عقب بیفتیم.این امروز کالاهای چینی در آمریکا در غرب و در اتحادیه اروپا هم مصرف می شود به مفهوم این نیست که اقتصاد آمریکا هم تحت مثلاً سلطه کالاهای چینی است.

اقتصاد سیاسی: آیا اکنون اقتصاد ایران تحت سلطه چینی هاست ؟

پازوکی: ما الان در ایران مشکلی که داریم نبوداستراتژی ارتباطات اقتصادی با جهان است ودر شرایط فعلی اقتصاد ایران بخ خصوص پس از برجام نیاز به باز تعریف آن هستیم . در صنعت نفت همین چینی ها را آوردیم در عسلویه در آنسو شرکت آرامکو آمریکایی هم دارد در عربستان سعودی کار می کند.ولی هزینه تولیدش به دلیل استفاده از تکنولوژی مدرن بین نیم تا یک نیم دلار در هر بشکه است در حالی که

هزینه ما حدود 4 تا 5 دلار است. لذا از نظر اقتصادی به نظر من باید قوی شوم نه نوکر بیگانه !

حریری: اگر در چنین اوضاعی شرکت آمریکایی نیامدو ما مجبور به سرمایه گذاری در بخش نفت بودیم چه ؟

پازوکی: باید کمک کنیم تابیایند درهمین عربستان سعودی که اعتقاد داریم سطح دانش و سواد وفهم ما از مثلاً شاهزادگان عرب بالاتر هست واز هر جهت ( آمار تحصیلکرده های ما را به نسبت جمعیتمان ) تعامل بهتری در حوزه اقتصادی با جهان دارند . ما در ایران یک خرده شعار زده هستیم.عقل اقتصادی حکم می کند ما در اقتصاد باید تخصیص منابعمان بهینه باشد،بنابراین ما مدیریت اقتصادیمان دچار اشکال بوده و هنوز هم هست. اگر منطقی تصمیم بگیریم و با جهان خارج ارتباط منطقی برقرار کنیم مانند ترکیه وکشورهای حوزه خلیج فارس امنیت نیز بیشتر برقرار می شود.

در بیست سال گذشته من ندیدم و یا نشنیدم که در دبی یک بمب منفجر بشود.

با ایجاد امنیت اقتصادی حداقل 400 میلیارد دلار سرمایه های ایرانی مقیم خارج قابل جذب است و نقش بسزایی در ایجاد اشتغال، افزایش رشد اقتصادی و نهایتاً افزایش رفاه اقتصادی این جامعه خواهد داشت.

مابایداستراتژی برد برد را دنبال کنیم. من فکر می کنم اگر استراتژی برد برد اقتصادی با جهان غرب را از سربگیریم ، سریعتر به اهداف خود خواهیم رسید. من تأکید دارم روی جهان غرب ( یعنی اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا، کانادا، استرالیا و ژاپن) این ها حدوداً 75 % سهم GDP جهان را دارند.البته این به مفهومی نیست که با چین هم رابطه نداشته باشیم.

اتفاقاً ما از به اصطلاح برتری نسبیمان می توانیم استفاده بکنیم.من می خواهم خدمت شما عرض بکنم استراتژی برد- برد اقتصادی با جهان غرب اگر در دستور کار قرار بگیرد، به آینده اقتصاد کاملاً اعتقاد دارم و تجربه هم نشان داده حتی در این تحریم های اخیر، چینی ها با ما بازی کردند.

وطن پرور: اما در هر صورت صنایع ما و خیلی ازبخش های دیگر در اقتصاد چین حل شده است

ما با انقلاب بدون داشتن یک برنامه وارد شدیم به یک حوزه وسیعی که اقتصاد بخشی از آن است.

در نتیجه درگیر شدیم با یکسری از کشورها که برای ما محدودیت ایجاد کرد،ولی به دلیل نزدیک بودن به بعضی از فرهنگ ها و بعضی از تفکرات، چین دقیقاً شرایط مطلوب ما را داشت.

اقتصاد سیاسی : اما آن دوران نه شرقی و نه غربی مطرح بود.

درابتدا بله اما بعد شعاررنگ عملیاتی نگرفت .شما الان اگر نگاه بکنید دقیقاً در داخل چین ما دو تا نهاد حکومتی موازی داریم.یکی خود نهادهای دولتی هستند که در چین تعریف بخصوص خودشان را دارند.

یکی عناصری هست از حزب کمونیست چین که دقیقاً در هر حاشیه ای در سایه، شما یک رئیس دانشگاه داری یک دانه نماینده حزب داری. ما هم الگو از همان ها گرفتیم.اما چین از این فرصت خوب استفاده کرد.

ولی ما خلا خودمان را با ورادت جبران کردیم .

من اینجا تأیید می کنم صحبت آقای حریری را، چین هیچ موقع جنس بنجل خودش را به شخصه تولید نمی کند،این بازرگان ایرانی است که می رود و سفارش جنس بنجل می دهدو دربازار عرضه می کند. بر می دارم می آورم.

بزرگترین بازار جنس های چین هم بخشیش در آمریکا است ولی کالایی که در آمریکا از چین دارد فروش می رود، به هیچ عنوان با کالایی که در ایران عرضه میشود؛ قابل مقایسه نیست

حریری: اجازه می دهید من یک سؤال بپرسم؟

اقتصاد سیاسی: خواهش می کنم.

حریری: عربستان سعودی و یا امارات در منطقه آیا عامل اقتصاد غربی هست یا نه؟وابسته به اردوگاه غرب هست یا نه؟ چرا چین شریک سوم آنهاست ؟ آنها که دیگربه قول شما انقلاب بدون برنامه نکرده بودند؟ آن جا که جنگ نبود؟آن جا که تحریم نبود؟

بگویید چرا؟

برای این که دومین اقتصاد جهان است، نمی توانیم بگذاریمش کنار.

افشار: ببینید این سؤال شما که فرمودید علت این که چرا چین به سمت ما یا ما به سمت چین رفتیم و بازارمان را تقدیم ایشان کردیم،دقیقاً به این دلیل است که در تمام حوزه با برنامه ریزی های بلند مدت و هدف دار کار می کند.

اقتصاد سیاسی: اما اروپا هم با برنامه ریزی است، آمریکا هم برنامه دارد

امریکا شایدبرنامه ریزی هایی که مثلا در حوزه فضایی دارد با چین متفاوت و پیشرفته تر باشد. اما چین بر مبنای اولویت بندی ای که انجام داده، نیازهای خودش را دسته بندی کرده است و هیچ موقع نیامده اقتصاد خودش را فدای پیشرفت های فضایی اش بکند یا مانند شوروی سابق بیاید اقتصاد خودش را را فدای مسابقات تسلیهاتی بکند.چین در زمان حاضر در آفریقا در حوزه کشاورزی بسیار فعالیت می کند، دانش فنی خودش را دارد به آنجا می برد.

ادامه دارد...


نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار
دیگر رسانه ها
آرشیو