بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۶۶۴۰
تاریخ انتشار: ۰۷ : ۱۴ - ۲۱ مرداد ۱۳۹۶
بحران باز تولید در جمهوری اسلامی
چنانچه گردش نخبگان صورت نپذیرد و نخبگان حکومتی نتوانند راهی برای جذب افراد استثنایی که از پایین خود را بالا می کشند، در ترکیب سیاسی جامعه بیابند، جامعه دچار عدم تعادل خواهد شد و این عدم تعادل، یا از طریق باز کردن مدخل های تازه در مسیرهای تحرک اجتماعی ترمیم خواهد شد، و یا (گزینه محتمل تر) اینکه از طریق براندازی خشونت آمیز نخبگان حکومتی قدیمی ناکار آمد و جایگزینی نخبگان شایسته تر این قضیه روی خواهد داد، که در اینجا ما شاهد یک انقلاب تمام عیار خواهیم بود.



در مقاله ای که برروی خبرگزاری فارس گذاشته شده است ، دکتر احمد نادری اقدامات براندازانه خشونت امیز راپیش بینی کرده و دلیلش را انسداد گردش نخبگان عنوان کرده است که خلاصه ان را در زیر تقدیم خوانندگان می کنیم .

· مدعای اصلی این نوشته آن است که در کشور ما و البته در سیستم سیاسی و اجتماعی ما نوعی از آنومی و بحران بازتولید وجود دارد و لذا اگر به حال آن فکری نشود، این بحران در آینده میان مدت و کوتاه مدت، سیستم را دچار تلاطم خواهد کرد.

· بحران بازتولید، در هر دو بعد بیولوژیک و اجتماعی است که نرخ باروری زنان به 9/1 رسیده است (که افولی وحشتناک است) و از نرخ جایگزینی که 1/2 است، کمتر شده است، و این خود می تواند در آینده کوتاه و بلند مدت خطراتی را در بعد امنیت ملی برای ایران به دنبال داشته باشد.

· در بعد اجتماعی دو ضعف عمده در بازتولید وجود دارد: اول، ضعف در اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری نسل های جدید، و دوم ضعف در بازتولید در نهاد سیاست. بعد اول به آنچه امروزه ما تحت عنوان "شکاف نسلی" از آن یاد می کنیم، برمی گردد. شکاف نسلی بدین معناست که نسل های جدید (مخصوصا نسل چهارم) زبان نسل های قبلی را نمی فهمند و تشکیک جدی در نظام ارزشی و باورها و هنجارهای آنان دارند.

· ضعف دوم در بازتولید اجتماعی، به نهاد سیاست برمی گردد. سیستم دچار انسداد نخبگان حکومتی است، به این معنا که در نخبگان حکومتی اصلا گردش وجود ندارد و نه تنها نخبگان حکومتی با پدیده ای به نام گردش نخبگان آشنایی ندارند، بلکه سیستم و دولت (State) نیز به این مساله اصلا توجه ندارد.

· چنانچه گردش نخبگان صورت نپذیرد و نخبگان حکومتی نتوانند راهی برای جذب افراد استثنایی که از پایین خود را بالا می کشند، در ترکیب سیاسی جامعه بیابند، جامعه دچار عدم تعادل خواهد شد و این عدم تعادل، یا از طریق باز کردن مدخل های تازه در مسیرهای تحرک اجتماعی ترمیم خواهد شد، و یا (گزینه محتمل تر) اینکه از طریق براندازی خشونت آمیز نخبگان حکومتی قدیمی ناکار آمد و جایگزینی نخبگان شایسته تر این قضیه روی خواهد داد، که در اینجا ما شاهد یک انقلاب تمام عیار خواهیم بود.

· مشکل در انسداد نخبگان از جایی آغاز شد که دولتِ پس از جنگ که در عرصه اقتصاد به سیاست های نئولیبرالی روی آورده بود، نوعی از الیگارشی مدیریتی از بالا به پایین را نهادینه کرد و در کنار آن، با نوعی از شیفت ارزشی در مدیران و دولتمردان مواجه شدیم .

· در دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی و در دوره اول خاتمی، مدیران انقلابی و جوانان دیروز شیفت ارزشی و فرهنگی آنان را دچار دنیازدگی و رفاه گرایی و مصرف گرایی تمام عیار ساخته بود، سیطره خود را بر پست های مدیریتی کاملا نهادینه کرده و جوانان نسل سوم که پا به عرصه گذاشته بودند را به بازی نمی گرفتند.

· پدیده مشاوران جوان به علت خطاهای راهبردی آن، تقریبا بصورت نیمه کاره ماند.

· آنچه امروز شاهد آن هستیم، بازگشت همان مدیران نسل اول و دوم بر مسند مدیریت است. مدیرانی که نه حال و توان کار کردن دارند، و نه روحیه مدیریت و ریسک پذیری مدیریتی. از اینرو، در دولت آقای روحانی، انسداد نخبگان حکومتی پررنگ تر شده است.

· لشکری از جوانان بی کار و البته تحصیلکرده و دلسوز در کشور وجود دارد که به کار گرفته نمی شوند و این، همان بحران بازتولید است که ما از آن سخن می گوییم.

· پاره توموانع گردش نخبگان را بازدارنده هایی همچون ثروت موروثی، پیوندهای خانوادگی و ... می دانست و این آفت هم اکنون دامن نخبگان حکومتی مستقر را گرفته و ما شاهد آن هستیم که گردش های معدود هم اگر صورت می پذیرد، در همین دایره های خانوادگی و ثروت مندان حکومتی موروثی صورت می گیرد و آنچه در سالهای اخیر از آن در ذیل عنوان "صفدریسم" در ادبیات عامه ایران نام برده می شود، سمبل همین "چرخش" های مدیریت شده به نفع باندهای ثروت و قدرت خانوادگی در ایران است.

· . نمونه تاریخی بحران بازتولید را می توان در فضای بین 1945 تا جنبش 68 اروپا مشاهده کرد، که اگرچه به انقلاب سیاسی تمام عیار منجر نشد، اما توانست یک انقلاب فرهنگی تمام عیار را رقم زند و سبب شد بسیاری از ارزش های سنتی نسل های گذشته توسط نسل های جدید زیرپا گذاشته شود.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار
دیگر رسانه ها
آرشیو