بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۶۴۵۸
تاریخ انتشار: ۲۱ : ۱۶ - ۱۶ مرداد ۱۳۹۶
برخی کارشناسان حمل و نقل معتقدند :درست است که ایران از موقعیت جغرافیایی خوبی در منطقه برای پیوستن به پروژه«یک کمربند،یک جاده» برخوردار است اما هنوز نتوانسته زیربناها و زیرساخت‌های حمل و نقل خود را برای پیوستن به جاده ابریشم آنطور که باید و شاید گسترش دهد. و يا مقدمات و ملزومات روابط بين المللي را براي اين مهم فراهم کنند .

شبکه اقتصاد سیاسی- سارا حامدی نزدیک به 5 سال است که شی جی پینگ رهبر و رییس‌جمهوری چین موضوع احیای جاده قدیمی و تاریخی ابریشم را در صدر برنامه‌های خود قرار داده است.جاده‌ای که از دیرباز به عنوان یکی از مسیرهای اصلی حمل و نقل کالا بین شرق و غرب مورد توجه بسیاری از بازرگانان بود.

بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته از سوی چین و با اعتبار800 ميليارد دلاري این کشور به دنبال آن است تا برای انتقال و صدور کالاهای تولید خود در بخش‌های غربي و توسعه ارتباط با کشور هاي غربي و همسايه غربي اش علاوه بر مسیرهای آبی،مسیرهای دیگری را نیز ایجاد کند از آنجایی که راه‌های ارتباطی چین به تنهایی برای اجرای این امر کفایت نمی‌کند چین در تلاش احیای جاده ابریشم است .
ايران علاوه بر اين که مي تواند به عنوان يکي از جذب کنندگان منابع احياي جاده ابريشم بوده و از مزاياي حمل و نقل بين المللي ريلي استفاده کند ، مدل توسعه مناطق محروم تر را نيز بر اين اساس مورد توجه قرار دهد .

هر چند که برخی کارشناسان حمل و نقل معتقدند :درست است که ایران از موقعیت جغرافیایی خوبی در منطقه برای پیوستن به پروژه«یک کمربند،یک جاده» برخوردار است اما هنوز نتوانسته زیربناها و زیرساخت‌های حمل و نقل خود را برای پیوستن به جاده ابریشم آنطور که باید و شاید گسترش دهد. و يا مقدمات و ملزومات روابط بين المللي را براي اين مهم فراهم کنند .

در این باره گفت‌وگویی با مجیدرضا حریری نایب رییس اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین انجام داده ايم که در ادامه می‌خوانید:

اقتصاد سياسي : در ابتدا کمی در خصوص پروژه احیای جاده ابریشم و دلیل اینکه چین به این پروژه وارد شده است توضیح دهید.

این پروژه از دهه 90 میلادی و با ایجاد چندین پیمان‌ منطقه‌ای را با کشورهای آسیای میانه تحت عنوان کنفرانس همکاری‌های شانگهای شروع به توسعه روابط زمینی خود با کشورهای دیگر می‌کند.

در همین رابطه باید در نظر داشت بسیاری از کسانی که منازعات سياسي در عرضه بين المل را پيش بني مي کنند ، اعتقاد دارند چین و آمریکا بر سرمنافع خود در منطقه پاسیفیک مشکلات استراتژیکی دارند که این مشکلات هر روز پیچیده‌تر می‌شود . منازعاتی که از لحاظ مرزی بین چین با کشوهایی مانند ویتنام،فلیپین،کره و ژاپن در این منطقه وجود دارد در دریای چین شرقی و حوزه اقیانوس آرام نشانگر آن است که حوزه آسیا-پاسیفیک برای چین به عنوان تنها راه خروجی که در بالای این کشوراست به عنوان حوزه‌ای که همیشه در معرض خطر بوده همواره برای به گسترش راه‌های زمینی مطرح بوده است.

علاوه بر این موضوعات پس از بحران‌هایی که در سال 2007 و 2008 در اقتصاد جهان به وجود آمد چین تصمیم گرفت با افزایش سرمایه‌گذاری در داخل کشور خود برای توسعه زیرساخت‌ها راه حل جايگزيني براي حفظ مسير توسعه و نرخ رشد بالا پيدا کند که توجه به توسعه مناطق شرقي بود. تمامی این موارد در کنار یکدیگر منجر به ایجاد راه‌های مرتبط کننده چین به آسیای میانه ، آسیای غربی و اروپا شد که در نهایت متمرکز شدن تمامی این مسیرها منجر به احیای جاده ابریشم قدیم شد.

اما احیای جاده ابریشم به سال 2012 بازمی‌گردد در این سال رهبر و رییس جمهور چین «شی جی پینگ» پس از آنکه به طور مستقیم هدایت سیاست‌های چین را از طریق حزب به عهده گرفت ابتکاری را تحت عنوان (پروژه یک کمربند یک جاده) را مطرح کرد و احیای جاده ابریشم زیر پرچم این طرح شروع به گسترش کرد . و در اوایل سال 2013 سند ملی احیای جاده ابریشم از سوی چین منتشر شد. از این زمان بود که چین توانست زیرساخت‌های خود را بهسازی و نوسازی کرده راه‌آهن بسیار پرسرعت را با میانگین سرعت 300 کیلومتر ایجاد کند که این خطوط ریلی پرسرعت اکثر نقاط چین به خصوص مناطق شرقی چین که عمده کارخانجات تولیدی و تکنولوژی در آنها قرار دارند را به نواحی مرکزی و غربی چین وصل می‌کند. در واقع در حال حاضر حدود 20 هزار کیلومتر راه‌آهن سریع‌السیر با سرعت 300 کیلومتر در چین وجود دارد که البته مسئولان چین به دنبال آن هستند تا 6-5 سال آینده خطوط ریلی پرسرعت این کشور تا 50 هزار کیلومتر افزایش دهند.

اما چین به دنبال آن است تا پس از تکمیل زیرساخت‌های حمل و نقلی در داخل کشور راه ارتباطی زمینی خود از طریق خطوط راه‌آهن را به سمت آسیای میانه ایجاد کند.

امروز این خطوط ریلی از چین به سمت آسیای میانه کشیده شده و از قزاقستان به سمت شمال روسیه ادامه دارد؛ این خط ریلی پس از 2 شاخه شدن در شمال روسیه، از یک طرف و از مسير کشورهای تاجیکستان ،ترکمنستان و قرقیزستان به سمت افغانستان و منطقه سرخس در ایران می‌آید و شاخه دیگر از شمال روسیه به طرف اروپا می‌رود. مقصد این قطار پرسرعت که به « قطار جاده ابریشم» معروف است ابتدا لندن در انگلستان و سپس بارسلون در اسپانیا است.

تمامی این موارد پروژه جاده زمینی ابریشم جدید را تشکیل می‌دهند. اما جاده‌ ابریشم بخش دریایی هم دارد که از طریق اقیانوس آرام به هند و از آنجا به دریای عمان آمده و از آنجا به نقاطی از آفریقا و بخش‌هایی از آسیای غربی پخش می‌شود.

در واقع این پروژه،پروژه‌ای محتوایی است و اشکال مختلف را می‌توان برای آن متصور شد اما آنچه در سند مرکز ملی فناوری و تحول در چین(NBRC ) به صورت مستند منتشر شده است تنها ساخت جاده مورد نظر نیست بلکه مفهوم احیای جاده ابریشم مورد توجه است و تمامی بخش‌های مربوط به ارتباطات،فرهنگی ،آموزشی، تجاری و گمرکی را در برمی‌گیرد.

در واقع مرکز مطالعاتی بسیار مناسبی برای بررسی مسائل مربوط به جاده ابریشم جدید در کشور چین طراحی شده است و بر اساس پیش‌بینی‌های انجام شده توسط مقامات چینی گویا قرار است بین 800 تا 1200 میلیارد دلار با همکاری کشورهایی که در این حوزه قرار می‌گیرند برای احیای جاده ابریشم جدید سرمایه‌گذاری شود. بر این اساس بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت و توسعه آسیا،صندوق جاده ابریشم و صندوق کنفرانس شانگهای همه و همه با یک برنامه پیوسته در جهت احیای جاده ابریشم مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اقتصاد سياسي : برخی کارشناسان معتقدند از آنجایی که جنگ آینده جنگ سوخت خواهد بود به نظر شما نقش جاده ابریشم برای کمک به چین برای تامین مواد خام و سوخت خود چگونه خواهد بود.

به اعتقاد من جنگ آینده‌ای که در دنیا به وجود خواهد آمد جنگ انرژی باشد.زیرا موضوع انرژی و سوخت‌های فسیلی به نظر می‌آید تا 50 سال آینده اهمیت فعلی خود را از دست داده باشد و جایگزین آن با انرژی‌های تجديد‌پذیر و استفاده از لیتیوم برای ساخت باتری‌های پرقدرت از موضوعاتی است می‌تواند علت بروز جنگ‌های آینده‌ در دنیا باشد.

البته در این میان هستند برخی کارشناسانی که معتقدند جنگ آینده جنگ آب ،جنگ فناوری اطلاعات و ... خواهد بود اما مجموع تمامی اینها روابط آینده کشورها را شکل می‌دهد.

به هر حال تمامی کسانی که روند سیاسی فعلی در دنیا را پیگیری می‌کنند معتقدند بر اساس منافع ملی کشورهای آمریکا و چین اتفاقاتی می‌تواند در منطقه آسیا-پاسیفیک شکل بگیرد کما اینکه ربطی هم به دولت فعلی چین و آمریکا هم ندارد. تاریخچه این تنش‌ها به زمان حضور هیلاری کلینتون در وزارت امور خارجه آمریکا و دولت اول اوباما بازمی‌گردد به همین خاطر بسیاری معتقدند آمریکا به دنبال آن است تا به سرعت مشکلات خود را در خاورمیانه حل کند و مرکز ثقل استراتژیک خود را از منطقه خاورمیانه به سمت آسیا- پاسیفیک که در آینده نقش بسیار مهمی در جهان خواهد داشت منتقل کند.

در واقع این نظریه از سوی بسیاری از کارشناسان راهبردی (استراتژیست‌ها) مطرح شده و بسیار مورد توجه است.

در هر حال نباید فراموش کرد که چین به دنبال خروج از بن‌بست جغرافیایی خود است. از آنجایی که چین در منتهی‌الیه کره زمین و در شرقی‌ترین نقطه آسیا قرار دارد تا امروز تنها توانسته تا از آب‌های آزاد و دریاها برای ارتباط با کشورهای مختلف استفاده کند و با توجه به تنش‌های احتمالی در این آبها به خصوص با مشکلاتی که ممکن است در آینده با آمریکا بر سر این‌ راه‌های ارتباطی داشته باشد به دنبال ایجاد راه‌های دیگر برای ارتباط با دنیاست که این راه‌ها همان مسیرهای ارتباطی چین با آسیای میانه و از آنجا از طریق ایران به سمت غرب آسیا و از سمت روسیه به سمت شرق و شمال اروپا راه خود را بازمی‌کند.

البته در کنار تمامی این مسائل برخی معتقدند جهش مهره‌های سیاسی نیز برای چین اهمیت بسیار زیادی دارد.زیرا چین به هر حال از نظر اقتصادی دومین اقتصاد بزرگ در جهان است و پیش‌بینی‌ می‌شود بعد از سال 2035 به نخستین اقتصاد دنیا تبدیل شود.اصولا اقتصاد اول دنیا، الزامات سیاسی،نظامی و هژمونی بر مناطق را در کنار خود دارد.بنابراین احتمالاچین نیز در حال آماده کردن خود برای این که بتواند نقش قدرت اول اقتصاد دنیا را ایفا کند.

اقتصاد سياسي : از آنجایی که برخی کارشناسان معتقدند به دلیل برخورداری ایران از جغرافیای استراتژیک همواره نقش مهمی در جاده ابریشم قدیم داشته است و به همین خاطر چین در جاده ابریشم جدید نیز می‌تواند از زیرساخت‌ها و زیربناهای ایران برای حضور در این جاده استفاده کند به نظر شما مزیت‌های جاده ابریشم برای ایران چیست؟

ابتدا باید بگویم نمی‌دانم این فرض که ایران از نظر زیرساخت‌های حمل و نقل نسبت به ساير کشورهای منطقه وضعیت بهتری دارد از کجا آمده است؟ در واقع باید از کارشناسانی که معتقدند ایران از نظر زیربناهای حمل و نقلی در منطقه می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد، پرسید در

حال حاضر رتبه بنادر ایران در مقابل سایر بنادر در منطقه چند است؟

در بخش حمل و نقل ریلی نیز،ریل‌های کشور ما مربوط به 60 سال پیش است کدام یک از راه‌آهن‌های موجود در کشور برقی است و در کدامیک از شهرهای کشور راه‌آهن پرسرعت آن هم با سرعت 300 کیلومتر در ساعت وجود دارد؟

البته ایران از مزیتی نیز برخوردار است و هر کسی بخواهد شرق دنیا را به غرب و یا شمال را به جنوب متصل کند باید از ایران عبور کند. با اين حال ایران تنها راه نیست با اين حال موقعیت جغرافیایی ایران بهترین مسیرهای دسترسی کریدورهای شمالی-جنوبی و شرقی- غربی است.

این مزیتی است که سرزمین ما از آن برخوردار است و به همین دلیل همواره مورد هجوم سایر کشورها بوده‌ایم زیرا آنجایی که پل ارتباطی بین شرق و غرب بوده‌ایم همواره هر کشوری که قصد حمله به کشورهای دیگر در شرق یا غرب را داشت از ایران عبور می‌کرد.

اقتصاد سياسي : درست است که ایران از چنین مزیتی برخوردار است اما آیا زیرساخت‌های لازم برای استفاده از این مزیت نیز در کشور ما وجود دارد؟

امروزه به مدد تکنولوژي ومحاسبه اصل هزينه فرصت خيلي از محدوديت ها را مي توان دور زد . دنيا مجبور نيست تا مزیت استفاده از ایران در تحت هر شرایطی بپذیرند.آ نها به هر قیمتی و با هر شرایطی تنها به این علت که ایران موقعیت استراتژیک خوبی دارد مسیر عبور از ان را انتخاب نمي کنند.

مثال بارز این موضوع خطوط لوله نفت و گازی که قرار بوده از مناطق شمالی کشور ما کشیده شود اما بعدها تصمیم گرفته شد تا این خطوط با هزینه بیشتر و از منطقه دورتری به باکو برده شود و در واقع ایران را دو بزنند تا ریسک‌های کمتری را بپذیرند. ایران زمانی می‌تواند از مزیت موقعیت استراتژیک خود بهره ببرد که به درستی در تعاملات بین‌المللی حضور داشته باشد. مزیت ترانزیتی در کشور ما مزیت بسیار بزرگی است و در صورتی که بتوانیم در تعاملات بین‌المللی از آن استفاده کنیم می‌توانیم از آن به خوبی بهره ببریم.

موضوعی که ذکر آن در این بخش نباید فراموش شود آن است که ایران و چین سال‌ها پیش در خصوص پیوستن ایران به جاده ابریشم جدید با یکدیگر مذاکره کردند و نتیجه مذاکرات بیست و چند سال پیش ایران و چین انتخاب سرمایه‌گذاری در بندر گوادر پاکستان به جای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران بود. این در حالی بود که بندر چابهار از لحاظ موقعیت جغرافیایی و استراتژیک موقعیت بهتری در اختیار چینی‌ها قرار می‌داد اما نوع تعاملات ایران و رفتار ما در اقتصاد بین‌المللی و سختگیری‌هایی که در این بخش قائل هستیم و موضعي که همیشه در مقابل خارجی ها در امر سرمایه‌گذاری داریم ،موجب شد تا چینی‌ها بندر گوادر پاکستان را با بيش از 40 ميليارد دلار آباد کنند و اين سرمايه وارد کشور ما نشود.

اینکه ما از مزیت‌های جغرافیایی و استراتژیک برخوردار هستیم و می‌توانیم در حوزه تعاملات‌بین‌المللی از جمله در حوزه احیای جاده ابریشم نقش خوبی داشته باشیم يک واقعیت است اما اینکه می‌توانیم از این موقعیت به خوبی استفاده کنیم تا الان نشان دادیم که استعداد انجام این کار را نداریم.


نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار
دیگر رسانه ها
آرشیو