بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۵۲۸۳
تاریخ انتشار: ۱۰ : ۱۴ - ۲۷ تير ۱۳۹۶
شعار های اقتصاد بدون نفت باز هم به گوش می رسد؛
حال 61 سال از زمان ارائه دیدگاه های مصدق گذشته است. جمعیت ایران از 18 میلیون به 80 میلیون رسیده است. بیکاری در تمامی نقاط کشور وجود دارد. مردم با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و درست در چنین شرایطی شعار های اقتصاد بدون نفت بار دیگر شنیده می شود.

شبکه اقتصاد سیاسی – محسن بیدی: حرکت دکتر مصدق در راستای اداره کردن اقتصاد کشور به شیوه حذف نفت در راستای فعالیت‌های استعمارزدایی او بود که تحقق پیدا کرد اما این حرکت منافع دیگری نیز برای ایران از سوی فردی که هدایت کلی جامعه را برعهده گرفته بود به دنبال داشت. اولین گام مجموعه اقدامات دکتر مصدق آزادی بود، آزادی در همه زمینه‌ها؛ آزادی بیان، افکار و عقاید. مصدق شخصاً به شهربانی اعلام کرده بود که حتی اگر کسی علیه من مطلبی بنویسد حق برخورد با چنین فرد یا گروهی وجود ندارد. بنابراین به فعالیت‌های دکتر مصدق در چند محور می‌توان نگاه کرد، مبارزه مستقیم با استعمار، مبارزه نسبی با استبداد که همان حکومت شاه بود و تلاش برای بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی مردم.

درست است که جمعیت کشور در آن برهه از زمان 15 تا 17 میلیون تن بود و تا سال 1335 به 18 میلیون رسید اما در آن دوره هنوز روند رو به رشد جمعیت آغاز نشده بود و مردم بسیاری در روستاها زندگی می‌کردند. 70درصد جمعیت کشور در روستاها و چیزی بین 30 تا 35درصد در شهرها ساکن بودند اما سهم ایران از درآمدهای نفت مقدار ناچیزی بود بنابراین در آن دوره یکی از تزهای دکتر مصدق برای اداره کشور «اقتصاد بدون نفت» بود.

هنوز هم این باور وجود دارد که اگر جامعه‌ای بخواهد رشد کند باید بتواند اقتصاد خود را خارج از نفت اداره کند. به این دلیل که نفت یک چیز آماده است و افراد هیچ زحمتی برای آن نمی‌کشند و مرتب هم از آن استفاده می‌کنند، مثل اینکه بر یک زمین زراعی مرتب باران ببارد نتیجه این می‌شود که خود به خود محصولی دیمی به وجود می‌آید. این نوع به دست آوردن مردم را تا حدودی وابسته، صادرات را تک محصولی و نیاز به واردات خارج از کشور را بیشتر می‌کند، چرخه‌ای که باز هم تشدیدکننده وابستگی در جامعه خواهد شد.

حال 61 سال از زمان ارائه دیدگاه های مصدق گذشته است. جمعیت ایران از 18 میلیون به 80 میلیون رسیده است. بیکاری در تمامی نقاط کشور وجود دارد. مردم با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و درست در چنین شرایطی شعار های اقتصاد بدون نفت بار دیگر شنیده می شود در زمانی که بهای طلای سیاه در مرز 50 دلار باقی مانده است. برخی از مقامات دولتی بیان می دارند که می تواند راهکاری برای رهایی از اقتصاد نفتی ارائه کرد اما این مجموعه بیانات در حد شعار باقی مانده است و چشم امید آنان باز هم به نفت و گاز است.

شاید در این وادی نیز برخی همانند دکتر مصدق تلاش‌هایی در راستای اقتصاد بدون نفت برداشته اند اما به ثمر می‌رسیدن آن تلاش ها نیز با رادیکال هایی همانند سال 1335 مواجه شده و در نتیجه ثمره ای برای اقتصاد ایران نداشته است و به این ترتیب امیدهای مردم به امثال دکتر مصدق به یأس تبدیل شده و می شود.



نام:
ایمیل:
* نظر:
دیگر رسانه ها
آرشیو