بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. رابرت لوکاس***اصطلاح اقتصاد سیاسی هم از اقتصاد سیاسی اولیه و هم از آنچه علم اقتصاد رایج به معنای نئوکلاسیکی آن دانسته می‌شود، متفاوت است. کلارک*** کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار عوامل اصلی پیشرفت اقتصادی هستند. این تجارت آزاد با آزادی مالکیت و رقابت است که کشاورزان، تولیدکنندگان و تجار را وا می دارد تا بازارها را گسترش دهند. آدام اسمیت

      

iranelect

کد خبر: ۵۱۴۱
تاریخ انتشار: ۰۹ : ۱۱ - ۲۴ تير ۱۳۹۶

شبکه اقتصاد سیاسی – سحر قاسم نژاد: خودکفایی برای اقتصاد ایران همیشه آرمانی بوده که به سیاست ها و سیاستگذاران جهت می داده اما ظاهرا این هدف برای دنیای امروز بیشتر از آن که مفید تلقی شود راهی است که باعث می شود سرمایه گذاری ها در بیشتر موارد سر از ناکجا آباد درآورد . یعنی در سودای خودکفایی همه جانبه سرمایه های سخت به دست آمده صرف تولید محصولاتی می شود که اصولا تولیدشان برای کشور مزیتی به همراه نمی آورد . پرویز کاظمی وزیر زود استعفا داده دولت اول احمدی نژاد که سال ها مدیریت صنعتی و از جمله مدیر عاملی شرکت های گروه سایپا و شرکت سرمایه‌گذاری گروه صنعتی ایران خودرو و البته مدیر عامل شرکت سرمایه‌گذاری توسعه معادن و فلزات ایران و چندین شرکت صنعتی بزرگ را در کارنامه خود دارد معتقد است صنعت ایران گرفتار همین گم شدن در سراب خودکفایی است یعنی اصولا سال هاست در عرصه هایی از تولید وارد می شویم که مزیتی برای اقتصاد کشور ایجاد نمی کند از جمله این صنایع هم آن طور که او می گوید می توان به خودروسازی اشاره کرد. به عبارت دیگر چند دهه است سرمایه های خود را به جای صرف در بخش هایی که مزیت اقتصادمان به شمار می رود به مصرف صنایعی رساندیم که دست آخر هم گرهی از مشکلات باز نمی کند.

گفت و گوی "اقتصاد سیاسی" با پرویز کاظمی را در ادامه می خوانید:

آقای کاظمی چرا اقتصاد ایران امروز صاحب صنایعی است که بعد از چند دهه فقط مونتاژکار هستند نه تولیدکننده؟

مسئله این است که از اولین سال های پیروزی انقلاب موضوع خودکفایی در تولید به شدت مورد توجه قرار گرفت بدون این که به این پرسش پاسخ دهیم که اصولا خودکفایی در چه زمینه ای؟ واقعیت این است که خودکفایی در هر تولید هر محصولی زمانی می تواند گره گشای اقتصاد باشد که مزیتی برای آن اقتصاد به شمار آید . به این ترتیب سال هاست تمرکز خود را به معطوف به خودکفایی کرده ایم و در نهایت خودکفایی غیراقتصادی نصیبمان شده است.

پس معتقدید که نیازی نیست هر محصولی را در ایران تولید کنیم؟

دقیقا . نباید همه محصولات در داخل مرزها تولید شود ما باید صاحب استراتژی تولید باشیم یعنی محصولاتی تولید کنیم که برایمان مزیتی به همراه داشته باشد . به عنوان مثال تولید گندم صرفه اقتصادی ندارد و حتی می توان محصولی با قیمت ارزان تر وارد کرد اما از آن جا که محصولی استراتژیک به شمار می رود تلاش می شود در این خصوص به خودکفایی برسیم اما مشکل اینجاست که همین سرمایه گذاری در حوزه هایی که مزیت اقتصاد ایران به شمار می رود و پتانسیل تقویت آن را در اختیار داریم ، صورت نمی گیرد . به عنوان مثال ایران صاحب یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان است اما تولید و استحصال آن هنوز به قدری رشد پیدا نکرده که حتی نیاز داخلی را برطرف کند به همین دلیل با سرد شدن هوا و بروز کوچکترین مشکلی گاز صنایع قطع می شود تا گاز شهری به خانه های مردم برسد.

و این مشکلات از کجا ناشی می شود؟

قطعا از نبود استراتژی برای اقتصاد و صنعت . نبود این استراتژی باعث می شود با آمد و رفت مدیران و وزیران ، هر ازگاهی سرمایه ها به بخشی از اقتصاد هدایت شود و به مصرف برسد دست آخر هم نتایج به دست آمده هیچ همخوانی با اهداف نشان نمی دهد.

یکی از دلایلی که به نظر می رسد موضوع خودکفایی را به مهمترین هدف سیاست گذاران کلان اقتصاد کشور تبدیل می کند واهمه همیشگی از قطع ارتباطات سیاسی و در نتیجه تجاری با دنیای خارج است . یعنی ترس از انزوا . به نظر شما نمی توان با سیاست و دیپلماسی قوی تعاملی پایدار ، این ترس تاریخی را هم از میان برد؟

در دنیای امروز تمام کشورها با هم در تعامل هستند و این هنری است که کشورهای اسلامی هم باید بیاموزند یعنی جامعه ای با 1.5 میلیون نفر جمیعیت که می تواند در قالب کنفرانس ها و بازارهای اسلامی با یکدیگر در تعامل باشد باید بپذیریم که حال و روز دنیا با 50 یا 60 سال پیش به شدت تفاوت دارد. در چنین شرایطی ضرورت پیشرفت آن است که راهکارهای ارتباط و تعامل را دنیا را بدانیم و بیاموزیم یعنی تجارت خارجی را گشترش دهیم تا با شرکای خارجی به منافع مشترک دست یابیم و همین منافع مشترک در ادامه به تضمینی برای بقاء و ثبات تبدیل می شود. در سوی دگر اگر همچنان از نبود سیاست اقتصادی رنج ببریم تلاطم هایی که امروز روند تصمیم گیری ها را گرفتار خود کرده ادامه خواهد داشت و هزینه های سنگینی به کشور تحمیل خواهد کرد چون سرمایه ومنابع خود را صرف تولیدی می کنیم که بازدهی ندارد.

نکته دیگر متاسفانه ما در ایران به جای سیاست اقتصادی ، اقتصاد سیاسی داریم به عبارت دیگر به جای آن که سیاست های جامعی در حوزه گمرک ، مالیات ، صنعت ، کشاورزی و دیگر بخش ها تدوین کنیم و تصمیم بگیریم که در کدام بخش از تولید باید سرمایه گذاری کنیم ، فقط نگاه مدیران را مبداء تصمیم گیری ها قرار می دهیم . خروجی این اقتصاد سیاسی شده هم به عنوان مثال قانون هدفمندی یارانه هاست. اگر ما صاحب سیاست اقتصادی و برنامه ریزی دقیق . بلندمدت بودیم قطعا عایدی که از اجرای هدفمندی یارانه ها به دست می آمد صرف سرمایه گذاری های زیربنایی و اساسی و ایجاد اشتغالی پایدار می شد اما اقتصاد سیاسی شده باعث شد دولت با هدفمندی یارانه ها تنها به دنبال ایجاد رضایت نسبی در میان مردم آن هم برای مدت زمانی کوتاه رفت.

به خاطر داشته باشیم که ایران برنامه ای برای 20 سال تنظیم کرد این برنامه امروز کجاست ؟ چه اندازه از اهدافش محقق شده ؟ چرا هیچکس در مورد برنامه 20 ساله و نتایج آن حرفی نمی زند. واقعیت این است که ایران و اقتصادش اصولا برنامه محور نیست در صورتی که ما باید در گام اول برنامه ای درست و جامع تنظیم کنیم تا بر اساس این برنامه حرکت رو به جلو آغاز شود به عنوان مثال هم می توان به مالزی اشاره کرد.

می توان به تغییر این روند امیدوار بود ؟

تا زمانی که نگاهی مدیریتی بر مبنای علمی در ایران وجود نداشته باشد نوسانات فعلی فعلی ادامه خواهد داشت چون هر دولتی که بر سرکار می آید بر اساس دیدگاه خود سیاست هایی وضع می کند و در نتیجه چون برنامه ای بلندمدت و محکم و دقیق وجود ندارد کشورهای درگیرمشکلاتی می شود که قابل حل نیست . به عنوان مثال چندین سال است که درگیر معضل اشتغالزایی و بیکاری هستیم یا این که رونق اقتصادی به آرزویی برایمان تبدیل شده اما این مسائل قطعا با بخشنامه و دستورالعمل حل و فصل نمی شود .


مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیگر رسانه ها
آرشیو